تقدیم به بهترینم...

با صدای یه ترانه جون گرفتم زیر بارون
قطره قطره گریه کردم مثه بارون مثه ناودون
ای که هستی باور من در تموم خستگی ام
خسته از باور عشقم خسته از دلواپسی ام
کی می خواد از تو بگیره پره پرواز رهایی؟
جونشو باید بزاره کف دستم مثه ماهی
عشقه تو خونه تو رگهام ِ گریه کردی پیش چشمام
سادگی هات مثه بارون دست گذاشتی توی دستام
کی می تونه توی دنیا پات کنه کفش طلارو
بمونه با تو تو هر شب بشمره ستاره ها رو
توی دنیا کی می تونه مثه تو عاشق بمونه؟
بسازه قصه ی عشقو عاشقونه عاشقونه
دوست داری باشم کنارت آب بشم من تو نگاهت؟
دوست داری یه عمری باشم مثه شمعی چشم به راهت؟؟؟
(غزل)
|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 توسط " ترانه و غزل "
|
| ارسال به دوستان